محمد حسن خان اعتماد السلطنه
864
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
يك شاهزاده كه مادر آن شاهزاده از طايفهء آنها بود مايل و متمسّك شده مىخواستند آن شاهزاده را بعد از شاه طهماسب به سلطنت جلوس دهند كه طايفهء خودشان غالب باشد اگرچه وليعهد رسمى اين دولت در اين وقت سلطان حيدر بود امّا حسين بيگ استاجلو با زال خان گرجى دائى بهرام ميرزا متفق شده مىخواستند بهرام ميرزا را به وليعهدى برقرار نمايند ، مادر سلطان حيدر ميرزا كه از طايفهء چركس بود از اين فقره مطلع شده قبل از آنكه حسين بيگ اوستاجلو و امراى گرجى رأى شاه طهماسب را در وليعهدى سلطان حيدر ميرزا متزلزل نمايند مصمّم قتل شاه طهماسب شده و در نورهاى كه شاه طهماسب به استعمال آن معتاد بود سمّى داخل كرد و شاه طهماسب آن نوره را در حمّام به بدن خود ماليده مسموم شد . خلاصه شاه طهماسب در اوايل عهد شباب به نوشتن خط و نقاشى زياده مايل بود و بر خرهاى مصرى كه زين طلا و جل زربفت داشتند سوار مىشد و با اشخاصى كه با او همسنّ بودند آميزش داشت و از اينرو گفتهاند : بىتكلّف خوش ترقّى كردهاند * كاتب و نقاش و قزوينى و خر و در ايّام كهولت از صبح تا شام دفتر را در پيش گذاشته به كار ملكى مىپرداخت و به مجموع مهمّات خود رسيدگى مىكرد چنان كه وزراء و وكلاء بىاذن او دينارى به كسى نمىتوانستند بدهند ، يكروز ناخن مىگرفت و يكروز از صبح تا شام در حمّام بود و اكثر اشيا را نجس مىدانست نيمخوردهء خود را در آب و آتش مىريخت و در مجالس غذا نمىخورد و پس از توبه اصرارى در نخوردن شراب داشت ، در اواخر عمر تارك جميع لذّات شده چنان كه تقريبا بيست سال سوار نشد . از آثار او باروى شهر طهران و باروى شهر مشهد مقدّس و عمارت ديوانى قزوين و حمّامات خوبست كه در همين بلده ساخته و مسجدى كه در تبريز بنا كرده و رباطى فيما بين زنجان و سلطانيه . از غرايب آنكه از چهارده سال قبل از وفات خود به لشكريان مواجب نداده بود و چندان مايل به او بودند كه احدى شكوه نمىكرد و همه براى خدمت حاضر بودند ، دوازده پسر و چند دختر داشت . وفات امير فخر الدين سماكى از فضلا كه سمت شاگردى امير غياث الدين منصور شيرازى را داشت . وفات محمّد شاه فاروقى صاحب خانديس و برقرار شدن